7/19/2011

آبله‌مرغون

در سن سی‌وچهار سالگی برای اولین بار آبله‌مرغون گرفتن هیچ تجربه خوشایندی نیست. بعد از تب مالت این بدترین مریضی‌ای بود که در عمرم گرفتارش شدم. خوبی‌این مریضی به سریع از بین رفتن رنجی بود که بهم تحمیل کرد. برخلاف تب مالت که ماه‌ها عاجزم کرد. تب مالتو دم کنکور گرفتم و این یکی رو دم اثاث کشی. وقتی تب مالت گرفتم مامان بابام یه بار بلیط کنسرت گرفتن که منو ببرن کنسرت حال و هوام عوض بشه. از پا فلج بودم. بابام منو انداخت رو کولش. از دم ماشین که  پایین چهارراه ولیعصر پارک شده بود-بعله اونوقتا می‌شد کنار خیابون پارک کرد!ـ تا دم در تالار وحدت. اصلا انگار ضرباهنگ زمان کند شد. یکهو هر قدم صدسال طول کشید. هنوز هم تو حافظه‌‌‌م به اون چندصد متر زندگی که میرسم، انگار فیلم رو آهسته می‌کنن. صداها کش می‌آد و  زمان به کندی می‌گذره.
همه مردم تو خیابون نگام می‌کردن. نگاه‌هایی که آخی طفل معصوم توشون داشت، سرهایی که برمی‌‌گشتن تا منو رو کول بابام بهتر دنبال کنن رو تا حالا نتونستم فراموش کنم. همینطور شرمی که از خم کردن کمر بابام بهم دست داده بود و دردی که با هر قدمی که بابام برمی‌داشت توی کمرم می‌پیچید. اینا رو فک نکنم هیچ‌وقت فراموش کنم.
امروز بعد از شش روز جرات کردم موهامو شونه کنم، نه از ته که هنوز کف سرم پر از زخمهای باقی مونده از جوش‌هاست. نوک انگشت کوچیک دستمو با احتیاط تو گوشم کردم. از فاصله نیم‌متری به زیربغلم‌ اسپری زدم. روی تی‌شرت کت پوشیدم-حس خوبی نبود، زخم‌هام می‌خارید اما چاره‌ای نیست وقتی فرشته کوچکی داشته باشی که چشمش به تو باشد و هوا هم ملس.
مادر خوش‌شانسی بودم که آبله‌مرغون از دخترکم گرفتم. با خیال راحت- اما تنی دردناک و سوزان- می‌بوسیدمش و بغلش می‌کردم همه این روزها که دلتنگی پدرش هم افتاده بود روی بی‌حالی مادرش. طبیعت انصاف ندارد. اگر داشت، حق مریض شدن را از همه مادرهای دنیا می‌گرفت!

3 نظر:

رویا گفت...

آخ چه سخت. امیدوارم زود زود خوب بشی. باز به قولا خوبه سولین قبل از تو گرفته بود.
جالبه نه تو گرفته بودی نه سانلی؟ منم نگرفته بودم و با توجه به کودکستان رفتن و اینا برای خودم عجیب بود. وقتی می‌‌‌خواستیم بچه دار شیم دکتر گفت شاید تو بدنت ایمنی ایجاد شده باشه ولی تست کرد نشده بود و واکسن زدم.

بهار گفت...

سانلی بچه‌بوده گرفته ولی من نه. وقتی بچه بودیم داداشم گرفت و مامان و بابام همه تلاششونو کردن که منم ازش بگیرم اما موفق نشدن!

ناشناس گفت...

بهار عزیزم می دانم چه کشیدی چون وقتی 28 ساله بودم گرفتمحالا مواظب ریه هایت باش بعدش اصولا می ریزه به ریه من که این تو شدم امیدوارم تو نشی خنگی بخور دوست جونم آنا