2/28/2009

خداحافظ

آن روز که اولین پست را اینجا نوشتی یادت هست؟ تازه از رشت برگشته بودی، بیکار، خسته و در به در و در تلاش برای دست زدن به هرکاری که بتواند قدری راه آینده را هموارتر کند.

در آن روزهای خانه نشینی وبلاگ نوشتن راهی شد برای برهم کنش با دنیای دور و برت. مدتها منتظر نشستی تا اولین نظر وبلاگت را گرفتی و حس کردی پنجره ای به سوی دنیای ناشناخته تازه ای باز شده است.
بعدترها که کار پیدا کردی و قدری آرامش پیدا کردی بازهم به وبلاگ نوشتن ادامه دادی. گاهی در قالب غر زدن، گاهی در قالب تعریف کردن.
زندگی چرخید و چرخاند و تو نوشتی. گاه مربوط و گاه نامربوط.
حالا که داری با زندگی می چرخی، نوشتن باشد برای قلم و کاغذ و دل خودت.

31 نظر:

محمد افراسیابی گفت...

یکی می‌آید، یکی می‌رود. اما ماندگاران همیشه چشم براه خواهد ماند.

جوانه گفت...

یعنی دیگه نمیخوای اینجا بنویسی؟:(

خانوم شمعدانی گفت...

همه اینا یعنی اینکه باغ نامه تعطیل؟! آره؟! بعد ما که دلمون تنگ میشه واسه "خانوم بهار" چی؟!

بهار گفت...

سلام
آشپزخانه و عکاس خانه هنوز فعال است. اما کرکره اینجا دیگر پایین آمده.
با احترام
بهار

سیما گفت...

بهار جانم، دلم خیلی خیلی برای نوشته هات تنگ می شه. چه می نوشتم چه نمی نوشتم چه مرخصی بودم چه دنبال یه وقت سر خاراندن بودم، همیشه نوشته هات رو دنبال می کردم.
ایشاللا خودت، سانلی و سولین خانوم نازتون، همیشه شاد و سالم باشید.

خیاط گفت...

ما اینو می ذاریم به حساب مرخصی

ناشناس گفت...

بهار چی شد ...این باغ تازه داره شکوفه میکنه حیفه سولین که دنیا بیاد همه اش خوابه من میدونم اروم و بی سرو صدا ...
خاله زهره

rahaa گفت...

BahAr Jonam, delam barAye neveshtehAt tang mishe.

بهار گفت...

خاله زهره
بجه جات، آشپزخانه و عکاس خانه سرجای خود باقی هستند.

ناشناس گفت...

Omidvaram bazam biyayi benevisi

Shanai

ملودي گفت...

حيفه كه ديگه ننويسي. آخه براي چي اين تصميم را گرفتي؟

عبداللطیف عبادی گفت...

من هیچوقت اهل و عیال نداشته ام . ولی زن دوستم علاقهء عجیبی به صنایع دستی داشت و انصافا استاد ماهری هم بود. تا اینکه حامله شد و نمی دانم چرا بجای اینکه خوشحال باشد افسرده شد. البته علاوه بر افسردگی ناگهان مشتاق خوردن ترشی و لواشک هم شد و نصف کار و زندگی دوست ما را تبدیل به گشتن و پیدا کردن لواشکهای استاندارد در خیابانهای شیراز کرد. اما چیزی که برایم عجیب بود بی رغبت شدن زن دوستم به صنایع دستی در طول دوران بارداری اش بود. خوشبختانه بعد از تولد بچه شان اوضاع به حالت عادی برگشت و افسردگی و لواشک خوری جایش را باز به صنایع دستی و سرزندگی داد. الان هم امیدوارم یک رابطهء افلاطونی بین حاملگی بهار و بی رغبتی اش به وبلاگنویسی پیدا شده باشد و پس از ورود موفقیت آمیز و همراه با سلامتی کاکل زری - گیس طلا به روی زمین همه چیز به حالت عادی خودش برگردد. آمین

ناشناس گفت...

سلام استاد
شوخي نكن توروخدا
من مدتي بود نتونسته بودم بيام باغ.
حالا هم كه اين خبراي ناگهاني. اذيت نكن ديگه. بعد از تولد خانوم كوچولو بازم بنويس. بابا كلي ملت با نوشته هات حال مي كردن! تازه نوشتنت كه تعطيل بشه فكر كردنت كه تعطيل نمي شه. اونوقت فكراتو مي خواي چكار كني؟
بابت سولين خيلي خيلي خويشحالم. كاش بعد از تولدش بتوني ازش فيلم هم بگيري و بذاري ببينيم.
دلم براي خودتون كه خيلي تنگ شده. حداقل باغ رو ازمون نگير ديگه.
شاد باشي و پيروز.
محمد حسين يه شاگرد دوردست!

گلمریم گفت...

هر جا هستی و هرکار که می کنی خوش باشی.

مریم اینا گفت...

آخ، این رو همین الان خوندم. چه بد، برمی گردی می دونم، اگه اهل نوشتن باشی ، که هستی.

همیشه از بسته شدن وبلاگ ها ناراحت می شم، مثل بسته شدن راه گفتگو می مونن.
من هم مثل بقیه این رو می ذارم به حساب مرخصی. خوبه که بقیه وبلاگ هات رو فعال نگه می داری.

توانا گفت...

salam bahar jan, manam mesle khodet physiki hastam o bayad ta jome yek poster dorost konam.
yek soali dashtam, tuye in kalak haye latex un sity ke gozashty baraye poster kheily be darde man mikhore. kheily mamnun.
ama un file lettershape.eps ke gofte bayad DL kard dige kar nemikone. yani baresh dashtan. man daram hamchenan ba baghiash var miram amma error mide babate nabudane un. khastam bedunam mishe lotfan rahnamayeem koni

بهار گفت...

برای توانا
اگر لینک را کلا برداشته باشند، از من کاری ساخته نیست. شاید با گوگلیدن این فایل را جای دیگری بتوانید پیدا کنید.
موفق باشید
بهار

توانا گفت...

kheily mamnun babate javabe sari^, goftam shay dashte bashish:)
bedune un ham compile mishe ama ba error! hamintory pish miram felan. bazam mamnun

توانا گفت...

vay bahar jan che khengam un faghat logoye daneshgahe florida bud. :D:D jaygozinesh mikonam.

Qasem گفت...
این پیام توسط نویسنده حذف شده است.
توانا گفت...

salam bahar jan, bebakhshida man janguler bazi adr avordam avalin tajrobeye latexamo ba poster shoru kardam!!! postere khodaro shokr tamum shode taghriban belakhare bahash kenar umadam:D tnx to you:).
ama in dastane resize kardanesh o motovajeh nemisham aya shoma ham badesh resize kardi?
mamnoon
sanaz

بهار گفت...

من در لینوکس اینطور ری سایز می کنم:
1- Latex "the name of the file"
2- dvips "the name of the file" - o
3- % poster _resize
4- dvipdf " the name of the file"
5-Acroread "the name of the file" .pdf

توانا گفت...

kheily mamnun, rastesh indafe nemiresam dafeye bad emtehanesh mikonam:D
migam man kheilyyy khosham miad enghadr faalli. chetor ham physik mikhuni ham se ta weblog ro edare mikoni! mohemtar az un be ashpazit miresi. ye webloge tanzim vaght ham baz kon jaye ini ke basti:)
man inja minevisam
www.mysweetesthome.persianblog.com

niloofar گفت...

ای بابا!!من این جا رو خیلی دوست داشتم!!
بچه جات خیلی بزرگونه است!
آشپز خانه هم به درد من نمی خوره!
عاس خانه قشنگه اما من نوشته رو ترجیه می دهم.....
:-(!
به هر حال چاره ای نداریم جز این که به نظرتون احترام بذاریم..

Pouria گفت...

movafagh bashid
ham chenan ma montazerim vase matn haye jadidtar
:)

سپیده صبح گفت...

سلام.
سال نو مبارک.
چقدر حیف که نمی نویسین دیگه. من خیلی وقته وبلاگتون رو می خوندم و از سادگی و خودمونی بودن نوشته هاتون خیلی خوشم میومد. همیشه احساس می کردم اگر ببینمتون خیلی راحت می تونیم باهم دوست بشیم.

به هر حال حیف شد.
راستی من امروز صبح اون غذایی که با نونهای مونده درست می کنیم رو درست کردم. من به مایع شکر هم زدم. هم خیلی خوشمزه شد هم خیلی آسون بود. ممنون.

ناشناس گفت...

bahar salam

man taza motawajeh shodam ke een khoda hafezat maniye na naweshtan ra medehad


zendagi charkheed wo charkhand, to naweshti

hayfat name ayad ke een mesraa na tamam bemonad, ba har hal montazer memaneem ta soleen beyayad wa een kar ra edama bedehad , insha allah ya hooooooooooooooooooo

tareq

ناشناس گفت...

سلام
من اسباب کشی کرده ام. نشانی خانه جدیدم این است:
http://bibimonavvar.wordpress.com/
چراغش را با روشنی قدمت روشن کن.

مانی ب گفت...

سلام
حیف.
خب ولی کرکره برای پایین کشیدن و بالاکشیدنه. خدا رو چه دیدید ...

ناشناس گفت...

از بالاترین (منبع http://chebaayadkard.blogspot.com/2009/06/18_30.html) (برنامه سراسری ۱۸ تیر، خیلی‌ مهم):

دوستان گرامی

موسوی و افراد دیگری که گوشتشون مستقیما زیر دندون خامنه ای است نمی تونند در مورد 18 تیر حرفی بزنند یا هماهنگی بکنند. خودمون بین هم باید هماهنگ بشیم و بیش از همه این بار روی دوش شما دوستانی هست که نفوذ بیشتری دارد حرفهاتون.

دو نکته هست

یکی اینکه همین الان باید در مورد 18 تیر حرف بزنیم. هدف که این نیست که دور روز قبل یک برنامه ای اعلام بشه و مردم رو بکشونیم تو خیابون و زخمی و کتک خورده بدهند. هدف اینه که رژیم امروز بفهمه این بلوا تمومی نداره اگر کوتاه نیاد. لذا خیلی مهمه که از امروز در مورد یک برنامه خیلی توفانی مثل بهمنی که رو سرشون خراب میشه اگر کوتاه نیان و به حرف مردم توجه نکنند صحبت کنیم.

دوم اینکه متاسفانه جو هیجانی و عطشی که برای خبرهای تازه وجود داره اجازه نمیده روی برنامه های بلند مدت تر تمرکز بشه. پیشنهاد برای برنامه 18 تیر راهپیمایی در چند منطقه تهرانه به صورت همزمانه که امکان تمرکز بسیج وجود نداشته باشه و حضور در راهمپیمایی هم با توجه به مختل شدن امکانات حمل و نقل و ترافیک در روز راهپیمایی برای مردم اسون باشه.

اگر 18 تیر مجبور به حکومت نظامی نشند ما باختیم. بهترن گزینه اعلام رسمی ترسیدن اینها و حکومت نظامی است. هم هزینه مردمی اش پایینه و هم قدرت در هم کوبیدن قداستشون. هدف ما باید به سمتی باشه که امروز با ارائه برنامه هایی که غیر قابل پیش گیری باشند مجبورشون کنیم اعلام حکومت نظامی کنند. لکه ننگ کامل میشه و رنگ حرکت از بحث بر سر تقلب مستقیما به سمت آقای خامنه ای منتقل میشه.

یک نقشه کامل گوگل برای راهمپیایی در چند منطقه تهران با ذکر محلهای دسترسی اماده کردیم در این ادرس

http://chebaayadkard.blogspot.com/2009/06/18.html

متاسفانه اون وبلاگ تازه تاسیسه و برد کافی نداره. به کمک شما و دوستان مثل شما که نفوذ بیشتری دارند خیلی نیاز هست برای اینجاد هماهنگی بین مردم.

پیشنهاد من اینه که همه وبلاگ نویسهایی که نفوذ کافی در فضای وب دارید همزمان برنامه 18 تیر رو به صورت پیشنهاد مشترک یا پیشنهاد یک شهروند که شما پسندید اعلام کنید.

مسیر های برنامه رو من با دقت تنظیم کردم که امکان فرار از کوچه های زیاد برای مردم فراهم باشه و منطقه نسبتا مسکونی باشه و امکان فیلم برداری از خونه ها میسر باشه. بعلاوه استفاده از گاز اشک اور هم در مناطق بیشتر مسکونی سخت تره.

برای روز برنامه پیشنهاد سبز کردن کف خیابونها با رنگ سبز هست. اینطوری لازم نیست مردم زیاد در یک میدان بمونند و قبل از متفرق شدن می تونند کل میدون را مارک کنند.


امیدوارم درنگ نکنید. فضای وب به هدایت شما ها نیاز داره. وقت تنگه. اگر این فضا بخوابه دیگه برگردوندنش خیلی سخته. صدای شما خیلی مهمه و به مردم برای توجهی که بهتون میشه مدیونید.

--پی نوشت:

پیشنهاد: میشه همین برنامه رو همزمان در شهر‌های دیگه پیاده کرد. مخصوصا شهر‌های بزرگ که دانشگاه‌های بزرگ هم دارند.برنامه ریزی با دوستان ساکن اون شهر‌ها خواهد بود.

پیشنهاد بعدی این هست که هر کس میتونه از دوستانی که در شهر‌های دیگه داره دعوت کنه که ۱۸ تیر به تهران بیان. یک شب مهمون شما دوست دعوت کننده باشن تا هم همدیگرو ببینین هم برای آزادی کشورمون کمکی‌ کرده باشین.

دوستانی که وبلاگ دارند این مطلب رو به صورت یک پست رو وبلاگ شون بگذرند تا بتونیم تا اون روز هماهنگی لازم رو انجام بدیم.

ناشناس گفت...

jaleb ast, geram een nezam soqot kard, gozenaye badi chi ast? aya hama mellate bozorge Iran bar aan gozena ham nazar hastanad ya na, chi tazmene wojod darad ke sarnaweshte Iraq wa Afghanistan ya nehayat bad tar az aan dar Iran takrar na shawad, ba har hal man az khodawanad khayre mellate bozorge Iran ra mekhwaham ya hooooooo
tareq