با خواندن آنچه مریم تعریف کرده بود و آنچه عباس معروفی نوشته است، به فکر فرو رفتم. نمی توانم حدی قضاوت کنم و بگویم خرد جمعی وجود ندارد چون نظام های دیکتاتوری که بر این اساس شکل گرفته اند، خلاف این را به بشریت ثابت کرده اند هم چنین به تجربه ثابت شده است که هر وقت جماعتی نماینده ای برای خودش انتخاب کرده، حتی در نظام های دیکتاتوری، پایدارتر و نظام مندتر به حقوق خود رسیده است. برعکس، نمی توانم باور کنم خرد جمعی بهتر از خرد فردی جواب می دهد چون حتی جوامع بدوی هم برای قبیله شان سرکرده ای انتخاب می کنند و درنهایت از بین مردم، یکی باید باشد که مسوولیت امور را به عهده بگیرد و در مواقع حساس با در نظر گرفتن همه شرایط ، مناسب ترین تصمیم را بگیرد و البته مسلم است که چنین مسوولیت هایی ، خواص و شرایط خاصی را برای سرکرده اجتماع ایجاب می کند . در واقع فکر می کنم نه همیشه، اما مواقعی هست که خرد جمعی از خرد فردی بهتر جواب می دهد و در یک نظام بخردانه، این دو در کنار یکدیگر به کار گرفته می شوند. البته بخردانه کاملاً نسبی است اما به باور من، صفتی قابل رشد است.
سوال من این است که خرد جمعی چگونه به وجود می آید؟ آیا شرایط تاریخی ( دست کم صد سال اخیر ) جامعه ما اجازه ایجاد و رشد آن را به ما داده است؟ به عقیده من آنچه که برایند نظر جامعه ماست، نه خرد جمعی بلکه ایده های عمومی است. از واژه ایده استفاده کردم به این دلیل که مفهوم تامل و ملاحظه شرایط گذشته و آینده در این واژه کم رنگ است و فکری است که به واسطه شرایط فعلی و در لحظه به ذهن خطور می کند. در واقع من فکر می کنم مجموع ایده های ما هنوز با خرد چمعی فاصله بزرگی دارد یا دست کم اگر کم فاصله باشد، یک مشکل بزرگ دارد: حافظه و سواد تاریخی و حتی معاصر ما، اطلاع ما از شرایط فعلی کشورمان و نیز تاریخ و وضعیت فعلی سایر کشورهای جهان ( دست کم اثرگذاران سیاست امروز دنیا ) که من فکر می کنم از ارکان خرد است، به دلایل نظام مندی، بسیار اندک است. با این وصف چگونه انتظار داریم خرد جمعی مان نتیجه ای بخردانه بدهد؟
سوال من این است که خرد جمعی چگونه به وجود می آید؟ آیا شرایط تاریخی ( دست کم صد سال اخیر ) جامعه ما اجازه ایجاد و رشد آن را به ما داده است؟ به عقیده من آنچه که برایند نظر جامعه ماست، نه خرد جمعی بلکه ایده های عمومی است. از واژه ایده استفاده کردم به این دلیل که مفهوم تامل و ملاحظه شرایط گذشته و آینده در این واژه کم رنگ است و فکری است که به واسطه شرایط فعلی و در لحظه به ذهن خطور می کند. در واقع من فکر می کنم مجموع ایده های ما هنوز با خرد چمعی فاصله بزرگی دارد یا دست کم اگر کم فاصله باشد، یک مشکل بزرگ دارد: حافظه و سواد تاریخی و حتی معاصر ما، اطلاع ما از شرایط فعلی کشورمان و نیز تاریخ و وضعیت فعلی سایر کشورهای جهان ( دست کم اثرگذاران سیاست امروز دنیا ) که من فکر می کنم از ارکان خرد است، به دلایل نظام مندی، بسیار اندک است. با این وصف چگونه انتظار داریم خرد جمعی مان نتیجه ای بخردانه بدهد؟
2 نظر:
مطلبي كه عنوان كردي كاملا
صحيح و جامعه شناسانه است،البته
در حد همين مطلب.اصولا مقوله
خرد جمعي از ديدگاه جامعه شناختي
نيازمند هدايت و ساماندهي است،ولي
در مورد فرد(همانطور كه از اسمش بر مي آيد)كاملا متفاوت است
ممنون من رو با وبلاگ خوبی
(عباس معروفی) آشنا کردی.
ارسال يک نظر