مدتهاست همشهری داستان میخوانم و لذت میبرم. به نظرم مجله ای بود وزین که تاب مقایسه های من خرده گیر را می آورد و راضیم می کرد که باز مجله فارسی زبان بگیرم دستم. اما این مجله هم مثل بیشتر محصولات هم وطنش نتوانست کیفیت اولیه ش را حفظ کند و این شماره از همان صفحات اول توی ذوقم زد.
ابتکاری از خودشان به خرج داده اند و قبل از فهرست موضوعات و عناوین چندین صفحه مجله را اختصاص داده اند به معرفی اشخاصی که به نوعی کارشان در مجله معرفی شده. تعجب کردم که چرا این کار را پایان یا اول همان مطلبی که به نام این اشخاص مربوط می شود نکرده اند. این برای خواننده فراموشکاری مثل من معنای بیشتری دارد و بعلاوه کنجاویم را از بیشتر دانستن درباره اسم نویسنده داستانی که خواندم یا می خواهم شروع به خواندنش کنم ارضا می کند.
گذشته از سلیقه و نظر من درباره نامناسب بودن محل معرفی اشخاص، نحوه معرفی شان بی حوصله و نادقیق و بعضا غلوآمیز بود. مثلا
گذشته از سلیقه و نظر من درباره نامناسب بودن محل معرفی اشخاص، نحوه معرفی شان بی حوصله و نادقیق و بعضا غلوآمیز بود. مثلا
"نوید ریحانی (صفحه ۲۸) [...] او در بیش از سی نمایشگاه گروهی و انفرادی در ایران، آمریکا، انگلستان و ترکیه شرکت کرده و صاحب عناوین و جوایزی شده است از جمله: مقام برتر دومین جشنواده عکس کودک و معنویت، مقام اول دومین جشنواره عکس فرش دستباف ایران، مقام دوم پنجمین جشنواره عکس جوانان ایران، کسب عنوان برترین استعداد جوان در نهمین جشنواره عکس سینمای جوان ایران، مقام سوم دهمین جشنواره عکس سینمای جوان ایران."
سی نمایشگاه. چندتای اینها در انگلستان و آمریکا و ترکیه بوده و چندتایشان جشنواره بوده. از این سی تا چندتا معروف و درشت دانه را سوا میکردید و اسم می آوردید بهتر نبود؟ اصلا چرا برای معرفی کسی که اینهمه جایزه از جشنواره های داخلی دریافت کرده هنوز شرکت در نمایشگاهی که حتی نیازی به ذکر اسم و محل دقیق برگزاریش حس نشده چنان افتخاری محسوب می شود که معرفی نامه ش را با این عبارات شروع می کند؟
آن وقت آدمی مثل لیون (روی کیبوردم همزی چسبان ندارم) لونشتاین را لیون لونستاین معرفی می کنند و در باره ش فقط دو خط می نویسند بی آنکه اشاره ای به افتخارات این آدم که بارها و بارها فراتر از افتخار شرکت در نمایشگاه گروهی و انفرادی است می کنند؟
"۱۹۱۰-۱۹۸۸، آمریکا. عکاس. مدت سی و پنج سال مداوم از آدم های غریبه عکاسی کرد. او را استاد عکس های خیابانی و سیاه و سفید با موضوع انسان ها در موقعیت ها و زوایای غریب می دانند."
در رزومه آقای رسول جعفریان آمده."متولد سال ۱۳۴۳ [...] تا به حال بیش از پنجاه عنوان کتاب در حوزه های تاریخ، اسلام و سیاست منتشر کرده است." ۵۰عنوان کتاب برای من عددی است در قد و قواره بی نهایت آنهم وقتی با تعداد کتاب هایی که آقای ایرج افشار و افراد بلندقامت دیگری همچون ایشان مقایسه می کنم و باز در نظر می آورم که ایشان هنوز پنجاه سالشان هم نشده.